در مسابقات تخته نرد اورشلیم طاس میاندازند برای سرنوشت همزیستی یهودی و عرب
پس از ماهها برد و باخت، ۵۰۰ نراد از سراسر شهر گرد آمدهاند تا طاس آخر را بیندازند.
دست آخر، همه چی به ریختن طاس ختم شد. اگر ایتزیک یاکوبویچ، همان که کلاه سفید فانتزی به سر دارد و حرکات چابک سرزندهاش به رقص میماند، جفت ۲،۳،۴،۵، یا شش بیاورد تاج قهرمانی برندهی اول تختهنرد اورشلیم را به سر خواهد گذاشت. اگر نه، قهرمانی به آن یکی میرسد که کلهی طاسش برق میزند و تیشرت فوتبال چلسی را به تن دارد، گادی کارملی.
جایزه، ۲۵۰۰۰ هزار شکل بود (۷هزار دلار). اما با آن که مقدارش برای هر دو بازیکن، چشمگیر بود، اهمیت این بازی به جایزهی نقدیاش نبود. هدف این بازی، گرد هم آوردن مردمی از جهانهای گوناگون در سایهروشن دیوارهای شهر قدیم بود، با استفاده از طاس بود.
بخش اعظم سال گذشته در طیف اماکن گوناگون این شهر متکثر، حدود ۵۰۰ یهودی، مسیحی، مسلمان، و خدا میداند دیگر کی، در مسابقات تخته نرد شرکت کردند، کجا؟ در گاراژهای تالپیوت، وایامسیای، دور تا دور شهر قدیم، در محلههای یهودی و عرب، تا بتوانند به مسابقات نهایی که پنجشنبه شب برگزار میشود شرکت کنند.
ثبتنام برای دریافت خبرنامه روزانه از طریق ایمیل ثبتنام
این ایدهی بکر را گروهی به نام یوروشالمی دوتایی، که هدفاش ایجاد پیوندهای نزدیکتر میان یهودیان و عربهای شهر از طریق برنامههای فرهنگی، و با بودجهی بنیاد اورشلیم، ادارهی دولتی توسعهی اورشلیم، شهرداری، و … اندیشید و بکار انداخت.
یکی از برگزارکنندگان، زکی جمال، گفت این ایده هنگامی به فکرشان زده که در حال بازی تخته، میکوشیدهاند ایدهای بیابند… بقیهی داستان را حدس بزنید.
روز پنجشنبه، شخص نخست وزیر، با استقبال از بازیها، توئیت کرد «امروز صدها عرب، یهودی، و دیگران برای مسابقات قهرمانی تخته نرد اورشلیم گرد هم آمدند. نمادی زیبا از همزیستی».
نتیجهی ماهها برد و باخت بعد از ظهر روز پنجشنبه به بازی ۳۲ نراد در بازیهای نهایی ختم شد – عربهای اورشلیم؛ صاحب یک گاراژ از رامالله؛ یک زادهی روسیه و بزرگ شدهی اسرائيل که تختهباز حرفهای است و روزی قهرمان تخته نرد جهان بود و به اسم «فلافل» معروف است؛ و قهرمان جهان سال ۲۰۰۹ ماسایوکی «موخی» موچیزوکی که برای شرکت در بازیها سفر با هواپیما را به جان خریده بود.
برگزارکنندگان که نگران بودند «فلافل» (اسم واقعی ماتوی ناتانزون) و «موخی» از همهی بازیکنان محلی ببرند و عیش مردم را کور کنند، این دو تا را در دور اول روبروی هم گذاشتند تا دست کم یکیشان از دور خارج شود.
نگرانی موردی نداشت.
تخته نرد، به مهارت نیاز دارد، اما بازیهای پر شتاب روز پنجشنبه که بر اساس سه برد بازی شد، نقش شانس را بسیار پر رنگ کرد. پس از آن که «موخی» از «فلافل» برد، در سرازیری محل بازی در حالی که هیجان بازی با خطر گم شدن طاس در انبوه بوتهزار افزایش یافته بود، نفر بعدی که در مقابل قهرمان ژاپنی نشست، ایال آماری، صاحب خالکوبی شدهی گاراژ بود.
شهرت، هیچ فایدهای نپاشت: قهرمان جهان باشد یا نه، «موخی» با چند تا طاسی که به سود آماری چرخیدند، از دور خارج شد. آماری با هیجان از جا پرید و رجزخوانان گفت «طرف رو سوشی کردم» اما بعد از چند دقیقه، با فروتنی گفت «مغزم خوب کار نکرد، شانس آوردم».
«موخی» اما بی آنکه به روی خود بیاورد تمام شب را در بازیهای خارج از دور با همهی کسانی که طرفاش آمدند، گذراند که به نظر میآمد صفی از پسران جوان ارتدکس افراطی بودند.
قهرمان ژاپنی در اواخر شب گفت «انگیزهی این بازیها را به شدت تحسین میکنم». «استفاده از تخته نرد از برای نزدیک کردن مردم به هم، بی نظیر است. برای تخته نرد بسیار خوب است. تازه همهی دوستانم را در تلآویو دیدم» و گفت که با برخی از دوستانش در سفرهای پیشین به اسرائیل آشنا شده است.
شمار بیشتر ۳۲ بازیکن دور نهایی مرد بودند، سفاردی، و عرب. تماشاگران اما تنوع بیشتری داشتند. همسرها و بچهها به عربی و عبری برای همسرانشان و یا بازندهها سروصدا راه میانداختند، همراه صدها هواخواه و تماشاچی کنجکاو. برای ادی سوخولوفسکی تنها زنی که به دورهای نهایی مسابقات رسید تا نیمهی چهارم هورا کشیدند. و وقتی که از گادی کارملی در بازیهای نیمه نهایی شکست خورد، آه خشمالودی که تقریبا همهجایی است، از مردم بلند شد.
سوخولوفسکی قهرمان ملی بود؟ قهرمان همسایه بود؟ با خنده میگوید «قهرمان ادارهمان هستم».
بالاخره بعد از سه ساعت بازی، گادی ماند و ایتزیک. شور و شوق تمام بازیها را دو نفر برای مردم چند برابر کردند، یکی مجری فوتبال غرب اورشلیم و دیگری بازیگری از شرق اورشلیم که به خاطر بازی در نمایشنامهی «فادا» به عربی و عبری برای همه آشناست.
و حالا آخرین بازیکنها را به میز ویژه دعوت میکنند که روی صحنهای درست زیر دیوار شهر قدیم گذاشته شده است. تخته نرد، عظیم بود، و بر روی سنگکاریهای باشکوه قرن شانزدهمی سلطان سلیمان قرار داشت و دو بازیکن آخری آمادهی نبرد شدند.
دور آخر بازی، سه بردی نبود بلکه یک دور بود. ببر یا بمیر. جایزهی دومی هم در کار نبود. برنده کل جایزه را میبرد: ۲۵ هزار شکل یا هیچ.
تعجبی نداشت که دو تا بازیکن کلک ما سعی کردند که دست به کاری بزنند که در عبری بهش میگوییم «کامبینا» – یک کوچولو روی هم ریختند. پس از چند دقیقه بازی، در حالیکه بازی سرنوشتساز هنوز به پایان نرسیده بود، پچپچی بلند شد، و سپس ایتزیک و گادی اعلام کردند که به توافق کردهاند که هر کدام پنج هزار تا بگیرند، و حالا دارند ۱۵ هزار تای باقیمانده بازی میکنند.
مجریان برنامه، عبری و عربی، حیرت کردند. برگزارکنندهها هم در حالی نبودند که حوصلهی چنین توافق لحظهی آخری داشته باشند. به بازیکنها گفته شد که امکان ندارد. برنده ۲۵ هزار میگیرد. بازنده هیچ نمیگیرد.
بازی از سر گرفته شد. هر کدام لحظاتی جلو بودند. سپس گادی با سرعت جلو زد. و آخر بازی نزدیک شد. و تنها یک جفت ۲، ۳، ۴، ۵، یا شش میتوانست ایتزیک را نجات دهد. از جا بلند شد، لحظهای کلاه از سر برداشت. از برگزارکنندهها تشکر کرد. جمعیت فریاد کشید «طاس بنداز».
با تردستی گزافه و نمایشی، ایتزیک طاس انداخت. در کمال حیرت، جفت آمد. اما تنها جفتی بود که نمیتوانست برنده باشد: جفت یک. گادی پیروز شد!
متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://www.timesofisrael.com/jerusalem-backgammon-contest-rolls-winning-dice-for-jewish-arab-coexistence/
